پروندهای که در روزهای اخیر در دادگاه فدرال ناحیه شمالی کالیفرنیا ثبت شده، پرپلکسیتی را با یک اتهام مشخص روبهرو کرده است: استارتاپ «سایتاِماِللبز» که با نام تجاری «داوُیس» فعالیت میکند، مدعی شده پرپلکسیتی اطلاعات محرمانهای را که در جریان همکاری تجاری در اختیارش قرار گرفته، برای ساخت سامانه تشخیص «فرمان بیدارباش» خود استفاده کرده است.این سامانه همان فناوریای است که وقتی میگویید «هی سیری» یا «اوکی گوگل»، گوشی یا دستیار صوتی شما ناگهان بیدار میشود و گوشبهزنگ دستور شما میماند. این ابزار مثل یک «دروازهبان یا کلید ورودی» عمل میکند که همیشه در گوشه دستگاه آماده است تا کلمه مخصوص را بشنود.این دعوا با شماره پرونده «۳:۲۶-cv-۱۰۹۰۹» تحت قانون فدرال حفاظت از اسرار تجاری ثبت شده است. از طرفی شکایت بهشدت سانسور شده و همین مسئله فعلاً امکان بررسی کامل ادعای شباهت فنی دو سامانه را محدود میکند.
فناوری مورد دعوا، «گوشدادن» به معنای رایج نیست
هسته فناوری مورد اختلاف چیزی است که در تلفن، بلندگو یا دستیار صوتی، عبارتهایی مانند «هی سیری» یا «اوکی گوگل» را تشخیص میدهد.دستگاه برای این کار باید ورودی میکروفون را پیوسته پایش کند تا عبارت هدف را پیدا کند؛ پس از تشخیص، مرحله بعدی تعامل صوتی فعال میشود. بنابراین «شنود منفعل» در این پرونده به معنای پایش دائمی صوت برای یافتن یک عبارت مشخص است، نه اینکه الزاماً تمام مکالمات کاربر ضبط، به فضای ابری منتقل یا توسط یک مدل زبانی تحلیل شوند.خود داوُیس نیز فناوریاش را «روی دستگاه» و قابل استفاده بدون اتصال دائمی به اینترنت معرفی میکند.
داوُیس میگوید فناوریاش دروازه دستیار است
طبق روایت این شرکت در دادخواست، فناوری اختصاصی آن میتواند با دقتی بیش از ۹۰ درصد فرمان بیدارباش را تشخیص دهد و همزمان نرخ بیدارشدن اشتباه و مصرف انرژی را پایین نگه دارد.اهمیت این بخش از آنجاست که تشخیص واژه بیدارباش باید هم به اندازه کافی دقیق باشد که کاربر را بارها مجبور به تکرار عبارت نکند و هم آنقدر حساس نباشد که با هر گفتوگوی روزمره، دستیار را ناخواسته فعال کند. داوُیس در معرفی فعلی محصول خود نیز بر پردازش روی دستگاه، کارکرد بدون اینترنت و کاهش انتقال داده صوتی به بیرون تأکید میکند.ادعای اصلی داوُیس این نیست که پرپلکسیتی یک فناوری عمومی را صرفاً مشابه خود ساخته است. این شرکت مدعی است سال گذشته، در قالب چند قرارداد محرمانگی و همکاری، بخشی از فناوری خود را برای بررسی و صدور مجوز در اختیار پرپلکسیتی گذاشت؛ سپس پرپلکسیتی از همان اطلاعات برای توسعه سامانه رقیب استفاده کرد.در دادخواست، مجموعهای از کد منبع، منطق استنتاج، معماری شبکه، روشهای آموزش، دادههای آموزشی و دانش فنی بهعنوان اطلاعات مورد ادعا نام برده شده است، اما بخش قابلتوجهی از جزئیات به دلیل درخواست مهرومومشدن اسناد فعلاً عمومی نیست.
پرپلکسیتی میگوید این فناوری انحصاری نیست
پاسخ پرپلکسیتی نقطه مقابل ادعای استارتاپ است. جسی دایِر، مدیر ارتباطات این شرکت، پرونده را «بیاساس» خوانده و گفته تشخیص یک عبارت گفتاری فناوری منحصربهفرد داوُیس نیست و محصولات مختلفی سالها از آن استفاده کردهاند.به گفته پرپلکسیتی، توافق امضاشده میان دو شرکت صراحتاً حق این شرکت برای ساخت محصولات یا خدمات «مشابه، برابر یا رقیب» را حفظ کرده است. بنابراین اختلاف اصلی فقط فنی نیست؛ دادگاه باید مشخص کند اطلاعات منتقلشده دقیقاً چه ماهیتی داشته، کدام بخش واقعاً «راز تجاری» بوده و قرارداد تا چه حد اجازه استفاده مستقل از دانش بهدستآمده در همکاری را میداده است.داوُیس علاوه بر نقض قانون فدرال اسرار تجاری، پرپلکسیتی را به نقض قرارداد و ترغیب متقلبانه برای ورود به همکاری متهم کرده و خواهان خسارت، حق امتیاز متعارف و خسارت تنبیهی برای سوءاستفاده عامدانه شده است.اما هیچیک از این ادعاها تاکنون به رأی دادگاه تبدیل نشدهاند. از سوی دیگر، عمومیبودن اصل «تشخیص واژه بیدارباش» بهتنهایی کافی نیست که فناوری اختصاصی یک شرکت را از حمایت قانونی خارج کند؛ معیار حقوقی، ماهیت اطلاعات مشخص، محرمانگی و نحوه کسب یا استفاده از آن است.باز هم باید گفت سنگینی سانسورهای موجود در بستر این پرونده دادخواست باعث شده بخش تعیینکننده پرونده احتمالاً در مرحله کشف اسناد روشن شود.
اما پشت این دعوا، رقابت برای دستیار همیشهفعال است!
اما اهمیت اقتصادی پرونده زمانی بیشتر میشود که جایگاه پرپلکسیتی در بازار دستیارهای عاملمحور را در نظر بگیریم.این شرکت طی ۲۰۲۶ قابلیتهای صوتی و عاملمحور کامت را گسترش داده و امکان تعامل صوتی با صفحهها و انجام اقدام در وب را به آن افزوده است. پرپلکسیتی همچنین در گوشیهای گلکسی اس۲۶ سامسونگ، دستیار خود را در سطح سامانه وارد کرده و برای آن واژه بیدارباش در نظر گرفته است. به این ترتیب، فناوری مورد دعوا دیگر یک قطعه کوچک نرمافزاری نیست؛ میتواند تعیین کند چه زمانی دستگاه از حالت پایش محلی وارد مرحله فعال تعامل با دستیار شود.
یک خطای کوچک میتواند به مشکل حریم خصوصی تبدیل شود
سیستم «بیدارباش» در معماری دستیار صوتی نقش یک دروازه امنیتی دارد. اگر حساسیت سامانه بیش از حد پایین باشد، دستیار فرمان کاربر را نمیشنود؛ اگر بیش از حد بالا باشد، «بیدارشدن اشتباه» بیشتر میشود. نتیجه خطای دوم میتواند فعالشدن زودهنگام مرحله بعدی پردازش صوت باشد.به همین دلیل، دقت تشخیص، نرخ بیداری اشتباه، مصرف انرژی و محل پردازش صدا همزمان اهمیت دارند. داوُیس روی همین نقطه تأکید میکند و میگوید فناوری آن برای اجرای محلی طراحی شده تا صوت حساس کاربر بیدلیل از دستگاه خارج نشود. این البته یک ادعای فنی شرکت است و نه نتیجه مستقل دادگاه.
پرونده میتواند مرز همکاری و رقابت را روشن کند
از منظر صنعت هوش مصنوعی، شاید مهمترین بخش پرونده رابطه میان یک شرکت کوچک تخصصی و یک شرکت بزرگ هوش مصنوعی باشد.استارتاپها معمولاً برای آزمایش فناوری، دریافت سفارش یا ورود به بازار ناچارند بخشی از کد، داده یا معماری خود را در اختیار شریک بزرگتر قرار دهند. اگر بعداً اختلافی بر سر مالکیت فنی ایجاد شود، مسئله فقط کپیکردن یک الگوریتم نیست؛ زمان افشا، سطح دسترسی، مفاد قرارداد، مسیر توسعه محصول و تفاوت میان «الهام گرفتن از یک فناوری عمومی» و «استفاده از اطلاعات محرمانه» تعیینکننده میشود. پرونده سایتاِماِللبز علیه پرپلکسیتی دقیقاً همین مرز را به دادگاه برده است.در نتیجه، آنچه اکنون در دسترس است اتهام سرقت فناوری است، در واقع پرونده در دادگاه فدرال کالیفرنیا ثبت شده، شکایت بهشدت سانسور شده و پرپلکسیتی نیز ادعاها را رد کرده است. اهمیت چیزی که به آن پرداختیم به این دلیل است که هرچه دستیارهای هوش مصنوعی از چتبات به سامانههای همیشهدردسترس و عاملمحور نزدیکتر شوند، فناوریای که تشخیص میدهد «چه زمانی ماشین باید شروع به گوشدادن کند» به بخشی حساس از معماری امنیت و حریم خصوصی تبدیل میشود.به همین دلیل، دعوای داوُیس و پرپلکسیتی میتواند آزمونی برای این پرسش باشد که در نسل جدید دستیارهای صوتی، مالکیت فناوری بیدارباش و مسئولیت حفاظت از مرز میان پایش و تعامل فعال دقیقاً بر عهده چه کسی است.
نظر شما